مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
27 آذر 1387

ایا میشه از کسی تعهد گرفت که همیشه دوستت داشته باشه ؟ اصلا خودت میتونی تضمین بدی که تا اخر عمر یکجور و یک اندازه دوستش داشته باشی ؟ مطمئنی که ۵ سال.. ۱۰ سال ..یا شاید هم چند ماه دیگه یک انسان دیگه سر راه زندگیت ظاهر نمیشه که تمام هستی و وجودت رو بلرزونه ؟ طوری اعماق روحت رو لمس کنه که سر از پا نشناسی و حضورش بشه رنگ اصلی زندگیت ؟
حالا با ازدواج با هم باشید یا بدون ازدواج . بی منطقیه و چشم بستن به حقیقت اگه بهش بگم قول بده که هیچوقت نری.. قول بده که همیشه همینقدر عاشقم باشی . چطور میشه این تضمینها و تعهدات رو داد یا گرفت ؟ خیلیها رفتند تا در نهایت یاد بگیرم که هیچوقت دیگران را به خاطر رفتنشون سرزنش نکنم و هیچوقت ازشون انتظار نداشته باشم که همیشه بمونند . اما چطور میشه که تحمل کرد و نشکست وقتی که رابطه ای میشکنه ..اینرا هنوز نیاموخته ام .

27 آذر 1387

واقعیت اینست که حوصله ی کسی را ندارم، از تکاپوی عاشقی افتاده ام حتا، احساسی است عجیب و یادآور چیزی در گذشته، مثل هربار که از جایی عبور می کنم، یکدفعه دله می شوم و بلافاصله آرام، انگار این چرخه باز تکرار شده و من مهیای چیزی تازه... همیشه وقتی مشت نرمش زیر چانه ات می نشیند که انتظارش را نداری، آماده نیستی و برایش له له نمی زنی... بهترین حس های مازوخیستی دنیا... این بازی تکراری تاریخ من است.

بله...واقعیت این است که:
آنقدر در مخاطره‌ایم . آنقدر کم دوستمان داشته ‌اند آن خیلی سالها پیش ، که اگر حالا هزاران نفر آنگونه که ما دوست داریم ، بگویند که دوستمان دارند ، باز باورمان نمی‌شود .

19 آذر 1387

گاهی وقتها دلم میخواهد عقربه‌های ساعت همانجا بمیرند و قیامت شود و همانطور که توی رختخوابم میخکوب شده‌اَم بیایند و ببرند، بیاندازندَم توی آتش جهنم تا اِستِحاله شوم و فکرم بیشتر از همه‌جا بسوزد و تمام شوم و همه‌چیز تمام شود! و بعد دلم میخواهد قبل از آن بنشینم توی اِیوان ِکوچک خانه و کاپتان‌بلَک را به بازی دعوت کنم و در قمار دونفره‌مان ببازم و …

19 آذر 1387

روبان سرخ ایدز

همه‌ی بیماران گناهکار نیستند. 

روز جهانی ایدز 

۱۱ آذر

17 آذر 1387

مردها مثل نسیم، البته نه به آن لطافت، شاید مثل باد… می وزند بی آنکه تو بخواهی:  

موهایت را پریشان میکنند، صورتت را سیلی می زنند و میروند باز هم بی آنکه تو بخواهی… 


زن ها مَرد می زایَند، مَردها دَرد…

17 آذر 1387

اِستِشعار به داشتنِ رنجی ابدی،
به آدم شهامتِ مُردن میدهد . . . !

17 آذر 1387

من نیز مثل همه ی خودشیفته ها
زندگی را در انزوا
و خطابه هایم را با مخاطبانِ محدود
به همنشینی با متملقانِ متوقع ترجیح میدهم !

17 آذر 1387

حوّا که بغض کُند، حتّی خدا هم اگر سیب بیاوَرَد، چیزی بجز گریه آرامش نمیکند؛  

سیب ها را قایم کنید، خبرهای امروز، همه شوم بودند! من حوّای پُر از بُغضَم !

17 آذر 1387

هرگز آدم نخواهم شُد . . .
ترجیح میدَهَم حوّا باشم و اغفال کُنَم !

14 آذر 1387

لحظه ها مُفردَند،
نبایَد که با دیگرانِشان آلود؛
مُجردَند،
نَشایَد که در عبور تند کلام،
با یک زَوَّجتُ
به همخوابگی با دیگران مجبورشان کرد . . .

   1      2    >>